|
تو..
من اگر نی بودمی،نی زن تویی گوش اگر باشم ،سخن پرور تویی
من اگر مستانه چنگی میزنم عاشقم ،این بار عاشق تر تویی
من نوایی زیر لب خوانم تو را گاه و بیگاه است لبیکم تویی
من خوشی مینوشم از زهر جهان انچه میخواهم بنوشم هم تویی
من هوای غربت از هجران تو انکه نزدیک است و میبیند تویی
من تمنای وصالت میکنم ارزویم او که میداند تویی
ماهی سرخ کوچولو
| +| نوشته شده توسط خودم! در 88/04/01 و ساعت 17:18 |
|
درباره وبلاگ
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازی
بیا بقل بابا
اضافه به علاقه منديها
نويسندگان
خودم!
پس و پیشیا
ترکیده ها !
دغدغه های ذهنی من چلچراغ چاپ دوم
آرشيو پیوندها
وبلاگ های که گاهی میخونم
قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی
اچار پیچگوشتی
|