تبليغاتX
ماهی سرخ کوچولو
خانه | =! | !
پنگوئنی در کویر!



وقتی تصمیم میگیری کاری انجام بدی حس خوبی داری ، وقتی همت میکنی و شروع میکنی پر از انرژی میشی
همه چیز خوب پیش میره ! و تو در مقابل همه حوادث مقاومت میکنی و به راهت ادامه میدی !

اند سادنلی !

اتفاقی( دنبال یه واژه خاص بودم پیدا نکردم )  میوفته ! و حس تو درست مثل پنگوئنیه که از وسط قظب بردنش تو کویر


ولی خب یه عینک افتابی داری و برو حال کن
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/28 و ساعت 21:18 | 
کردن یا نکردن؟
سوال !!


1-برای چه امده ایم ؟

2- از کجا امده ایم ؟( همه  ما میدانیم از کجا امده ایم حتی بچه 3ساله همسایه )

3-به کجا میرویم؟( مراجعه شود به کتاب بینش )


و اما !

برای چه امده ایم ؟

کردن یا نکردن مساله این است

مجموعه ای از همین کردن ،نکردن ها میشه زندگی .  حالا به وضع و روزگار نگاه کنین در هر دو حالت !

اگه اهل کردن باشید :
صبح 
سلام کردن ، مسواک ،حمام ، جیش ( به مقدار کافی ) کردن ، شکم خالی را پر کردن ،خانه را ترک کردن ، 

ظهر
غذا درست کردن ( حداقل گرم کردن یا بمیری دیگه درخواست غذا کردن )  ، شکم را سیر کردن ، چورت زدن را اغاز کردن ، کار یا کلاس را ماس مالی کردن ، ( با فرض داشتن وجدان : به کار و درس خود رسیدگی کردن ) ، همین کار هارا تا عصر تکرار کردن .

شب:
اگر مجردی : ولگردی کردن ، بعضی ها را ملاقات کردن ، گاها خانه خالی پیدا کردن !  شما این کاره نیستید ( با رفقا حال کردن یا کار های عقب افتاده را راست و ریس کردن )

اگر متاهلی : راه خانه را کور مال کورمال پیدا کردن ، بقیش خانوادگیه

اگر اهل کردن نباشید :

صبح
سلام نکردن ، مسواک ،حمام ، ( جیشو مجبوری بکنی  ) نکردن ، شکم خالی را پر نکردن ،خانه را ترک نکردن ، 

1ساعت بعد
ضعف کردن ، به یخچال حمله کردن ، فحش کش دار به اونی که همه چیزو خورده حواله کردن ، همه جا رو در پی یافتن هله حوله زیر و رو کردن

نیم ساعت بعد از یک ساعت پیش
الکی به یکی تلفن کردن ، همه چیز را بهانه کردن ، خمیازه را سرویس کردن ، در صورت امکان چت کردن و یا اینترنت را مثل جردن ( جوادیه ) بالا پایین کردن

ظهر(  اگه من خیلی خوش بین باشم  11 تازه بیدار شدی دیگه ظهر شده )
به نهار توجه نکردن ، کار خاصی نکردن

نیم ساعت بعد
به قابلمه غذا رجوع کردن ، شکم چرانی کردن ، احساس خواب الودگی کردن

شب

از اینجا به بعدش به خودت مربوطه


نتیجه گیری اخلاقی نداریم
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/22 و ساعت 2:37 | 



دلم میخواد یکی بزنه پس سرم زندگی رو یه جا بالا بیارم

....

بعضی وقتا معنی یه چیزیو نمیفهمم اما دلم باهاش میخونه ، مثل بعضی از اهنگ ها .خب ایتالیای نمیفهمم اما اتیشم میزنه !
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/20 و ساعت 1:55 | 
گاهی فکر
ادما چند دسته هستن :

که حواله به بخشی از پسر های همسایه ! هر چند تا میخوان باشن باشن.


متاسفانه من از اون دسته ادم هایی هستم که محیط پیرامونش بد جوری روش تاثیر میذاره و در عین حال اسرار غریبی به سکوت کردن دارم
 در ایام خوش پریود مغزی بسر میبرم !( کی نمیبرم ؟)


 گاهی فکر میکنم چرا انسان انقدر علاقه به اثبات کردن داره ، باور کردن یا نکردن مساله نیاز است ! ( عجب جمله چند منظوره ای !)
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/19 و ساعت 11:15 | 
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/11 و ساعت 23:58 | 
در پرده رخ از یار بدیدم ولی افسوس
صد بار صدایی،ز نی یار شنیدم ولی افسوس

 هر خانه دلی بود و هوایی پر از احساس
 دل گمشده میجوید از این باغ پر افسوس

مرغ سحری نغمه ز بیداری من خواند
 چون ماه سفر کرد ز شب روز شد افسوس

 این قصه رغم میخورد از دست حقایق
 روزی که گذشت و دل بیمار ، پر افسوس



ماهی سرخ کوچولو
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/11 و ساعت 20:37 | 
تو روح پر فتوحم
یه سری چیزایی که رو مخه الان

1- از دیشب یه چیزی و زمزمه میکنم الان میخوام بنویسمش کامل شه دهنم سرویس شده نمیشه !

2- دندونم که فردا باید برم بکشم

3- اونی که بهش گفتم بیخیال ، اونی که 2روز پشت هم اتفاقی دیدمش !

 4-( مکث) این بی حوصله گی کشدار که مرا به فنا میدهد !

5- یه مش حرفای بد بد !

6 _ ار و اوره و فاطمه کوره !

احسانم باز وبلاگ درست کرده ( تنها نکته مثبت) حالا انگار من خیلی وبلاگ میخونم یا اصلا همینو اپ میکنم !
|+| نوشته شده توسط خودم! در 88/02/11 و ساعت 2:13 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar