تبليغاتX
ماهی سرخ کوچولو
خانه | =! | !
قسمت ...
داستان نیست
 قسمتی گنگ و عجیب است به من



 باز مستم به تو ای خانه به دوش
چنگ دستم زند از مستی و هوش


 این چه رقص است در ایینه شب
 بغض در قه قهه ام خفته خموش


 بوسه ای بر لب خشکیده من
 جان ندارد نفسی ،باز به کوش


 وحشتی بود پر از حرص و گنه
 بود و اما تپشی داشت گوش


 ماه خود شاهد چشم من و تو
اتش افتاد در این بانگ سروش


چیست افسون تو ای تره شب
باز هم مایه خمیر است به جوش


 قصه پایان شد و یا اول خط
کارمن صبر ولی چشم چموش




 ماهی سرخ کوچولو
|+| نوشته شده توسط خودم! در 87/05/26 و ساعت 1:15 | 
میخواهم امشب ماه مال من شود

پیش چشمم غوطه ور

در انتهای اسمان

 

هیچ را میخواهم امشب

ای فریب پر ز نور

باز کن لب های سحر امیز را

 

ابشاری بی خبر در گردش است

گونه ام در جنگ با این خواهش است

سوزشی در قلب این ارامش است

 

اتشی سرد است در دستان من

ادمی خرد است در پندار من

ماه  هم معشوق شد!

 

سخت دلتنگم به تو ای مهربان

ماه من شو

در فریبستان جان

 

با تو تنها لحظه ای شیرین تر است

بوسه هایت عشق بازی با من است

یا دلم را ارزوی بودن است ؟

 

اه ای افسون شب

دست سردم را بگیر

مال من باش و به اغوشم بگیر

 

باز هم تیری به قلبم میزند

 درد در جانم به هر در میزند

باز هم افکار من

 

وای من  ای  وای من

پس کجایی مهره سبز دعا

ذکر ها باید بگویم با خدا

 

 

 

ماهی سرخ کوچولو

 

 

|+| نوشته شده توسط خودم! در 87/05/19 و ساعت 3:37 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar