تبليغاتX
ماهی سرخ کوچولو
خانه | =! | !


هر کسی ممکنه از یه چیزی یا یه کسی بدش بیاد
ولی من از امشب متنفرم
از ماه بهمن بیزارم
از امشب و روزی که بعدش میاد متنفرم
و دلم گرفته
انقدر که باز هم نمیتونم حرف بزنم نمیدونم این سکوت تا چند ملیون سال اینده قراره ادامه پیدا کنه
حکمت خدا رحمت الهی
قربونت برم خدایا

|+| نوشته شده توسط خودم! در 86/11/27 و ساعت 21:2 | 
پریشانی



صد شب است این دل اسیری میکشد
درد بر جانم چو تیری میکشد
ناله هایم در پس دیوار گوش
کس نباشد محرمم در گاه هوش

قصه ام از ناکجا اباد شد
پیچشی از سوز دل اگاه شد
مست چشم پر ز ناز و اشوه ام
تار در افسون این افکار شد

شب گذشت و ماه من پنهان دل
ابر ها چون پردای از اب و گل
خرده ای از یک نفس جا منده ام
تا سحر در گور خود وا مانده ام

جرعه ای از کوزه های ربنا
لحظه ها از خواب دارد امتنا
نعره ها خواهم زنم در این هوا
نیست جانی بر لب بی اعتنا

در شباهنگ نگاه اسمان
خسته ام دیگر خدای مهربان
یک نفس تا فرصتی از دار او
مست باشم شب سراسر پیش او





ماهی سرخ کوچولو
|+| نوشته شده توسط خودم! در 86/11/19 و ساعت 22:49 | 
رویای من !


وچنان میخوانم
راز بر شاخه خشکیده ان تاج بلند
در هوایی پر از اواز نفس های من و مردم شهر
جایی از بین شباهنگ نگاه
لحظه از اوج سخن میگوید
که در این گنبد دوارصدایم میکرد
گوشه ای سرد و پر از برف سپید
خانه ای ساخته ام
جای پایت اینجا است
باز هم زیر نفس های خدا
دلم از دوری مهتاب گرفت
دست در اتش جان
و نگاهی سرمست




ماهی سرخ کوچولو







|+| نوشته شده توسط خودم! در 86/11/09 و ساعت 0:54 | 



نه خدا گفت که من بنده خالص خواهم
نه بشر تکیه به ایمان درونش دارد
قصه این نیست که من معرکه گیرم اینجا
 حاجت این است که از نفس و درون میخوانم 








ماهی سرخ کوچولو



|+| نوشته شده توسط خودم! در 86/11/02 و ساعت 22:59 | 






دنیا هم آدم های خوشبین و هم بدبین نیاز دارد چون افراد خوشبین هواپیما می سازند و افراد بدبین چتر نجات.







|+| نوشته شده توسط خودم! در 86/11/01 و ساعت 15:2 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar