تبليغاتX
تنگ بلور
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می‌ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذرخواهی" می‌شود و حالا دیگر حتی روزنه‌ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه‌ای از مرگ،ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند سوگواری می‌کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته‌اند و هرگز نمی‌دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند، گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید، فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید، در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز" گذشته است و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه
"حال"
را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/08ساعت 16:52  توسط مژگان شاه حسيني  | 

امروز از لابه‌لاي تيتر اخبار روزنامه‌ها چشمم به خبري افتاد كه حكايت از افزايش آمار سكته‌ و عارضه‌هاي قلبي در اورژانس تهران داشت.

كاهش ناگهاني قيمت سكه و ارز باعث شد برخي افراد كه در چند روز گذشته با سوداي رسيدن به سود آني اقدام به خريد سكه و ارز كردند به شدت متضرر شوند.

طبق اعلام اورژانس تهران، آمار افرادي كه در اوج آلودگي هوا دچار سكته و يا عارضه‌ قلبي مي‌شوند ۴ برابر زمان عادي است و اين ميزان طي چند روز اخير نزديك به ۴ برابر بود. البته ميزان خودكشي و يا افسردگي‌هاي ناشي از شكسته شدن حباب كاهش سكه و ارز در اين آمار محاسبه نشده است.

چه افرادي كه پول نزول كردند يا با تعهد بازگشت از دوستان خود پول قرض گرفتند يا داشته‌هاي خود را فروخته و دل به درياي پر جزر و مد بازار پرهيجان سكه و دلار زدند و با خريد مقادير زيادي سكه و دلار و با روياي سود يك شبه و پولدار شدن ساعات پرالتهاب بازار را از سر انگشت مي‌چرخاندند.

اما نمي‌دانستند كه خانه از پاي بست ويران است و بر شاخه‌اي شكسته لانه ساخته‌اند و چه خانواده‌هايي كه به خاطر طمع و هوچي گري در اين بازار آشفته ويران مي‌شوند و چه آه‌ها و چه افسوس‌ها . . .  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/08ساعت 16:45  توسط مژگان شاه حسيني  | 

و دیگر جوان نمی شوم

نه به وعده عشق و

نه به وعده چشمان تو

و دیگر به شوق نمی آیم

نه در بازی باد و

نه در رقص گیسوان تو

چه نامرادی تلخی !

و مگر فراموش می شود

آن بهاری که آمده بود

با رقص شکوفه هایش

و وعده همان بهار

که در کرامت درختان تابستانیش

هیچ سبد و سفره ای

بی نصیب نخواهد ماند

از سرشاری میوه های مهربانیش

                                  (از آلبوم مهربانی-محمدرضا عبدالملکیان)


+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 8:14  توسط مژگان شاه حسيني  | 

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 17:11  توسط مژگان شاه حسيني  | 

جهان امروز جهان ارتباطات است ولی این لغت می‌تواند دو معنی داشته باشد یكی همان ارتباطات از راه دور و بی‌سیم و دنیای مجازی اینترنت و چیزهایی از این قبیل. معنای دیگر روابط بین انسان‌هاست كه می‌خواهیم در زیر به آن بپردازیم.

همه ما روزانه با افراد زیادی برخورد داریم كه نزدیك‌ترینشان اعضای خانواده‌مان هستند و شاید نفر آخر یك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولی صرف‌نظر از شخص، آنچه كه در یك برخورد موفق موثرترین عامل است، «مهارت‌های ارتباطی» است. بسیاری از مردم به قدر كافی از این مهارت برخوردار نیستند و همین ضعف سبب می‌شود كه بسیاری تنش‌ها و درگیریهای اجتماعی به وجود آید كه گاهی عواقب ناخوشایندی در پی خواهند داشت.

● در این جا هفت نكته ساده آورده‌ایم كه برای بهبود مهارت‌های ارتباط اجتماعی موثر و مفید هستند:
۱) گوش‌دادن را یاد بگیرید. خوب گوش دادن از مبانی ارتباطات اجتماعی مناسب است. دقت كنید كه اول تمامی سخنان طرف مقابل را بشنوید و كاملاً از چند و چون آن آگاه شوید، سپس قضاوت كنید.
۲) شتاب‌زده قضاوت نكنید. اگر درست بلافاصله پس از شنیدن حرف‌های طرف مقابل نتیجه‌گیری كنید، قضاوت درستی انجام نداده‌اید. پس از اتمام سخنان او، فكر كنید و روی دیگر سكه را هم در نظر آورید.
۳) كمی فكر كنید سپس پاسخ مخاطب خود را بدهید. هنگامی كه طرف صحبت از شما نظر می‌خواهد، فوراً جواب ندهید. ابتدا حرف‌هایی كه می‌خواهید بزنید را سبك سنگین كنید بعد نظرتان را اعلام نمایید.
۴) هیچ وقت فكر نكنید كه كاملاً حق با شماست. گاهی اوقات هم «شما» اشتباه می‌كنید و هیچ ایرادی هم ندارد. نكته اینجاست كه اشتباهتان را بپذیرید و نقطه ضعف را به درستی بشناسید.
۵) هنگام صحبت كردن حواستان پرت نشود و در خیالات خود غرق نشوید. این رفتار در واقع یك جور بی احترامیست و بعضی افراد از آن ناراحت و آزرده‌خاطر می‌شوند.
۶) از طرف مقابل بخواهيد حرفش را تكرار كند. اگر طرف صحبت شما جمله‌ای می‌گوید كه آن را به درستی نمی‌شنوید یا معنایش را درك نمی‌كنید، از او بخواهید كه دوباره حرفش را تكرار كند. این كار خیلی بهتر از آنست كه براساس حدس و گمان جمله او را كامل كرده یا درباره معنایش بیندیشید.
۷) بدانید كه هنگام صحبت‌كردن بدن شما نیز در كنار زبانتان حرف می زند. پس در موقع سخن گفتن حركات بدنتان را مراقب كنید و اگر می‌بینید كه بدن شما به درستی و بازبانی مناسب صحبت نمی‌كند، تمرین كنید و با صحبت‌كردن جلوی آینه «زبان بدن» را بهبود بخشید.
مهارت‌های ارتباطی در طی زمان و فقط و فقط با تمرین مهارت‌ها بهبود پیدا می‌كند و به راحتی میسر نمی‌گردد. مقوله هنر برقراری ارتباطات موثر در بحث هوش هیجانی و هوش اجتماعی جای می‌گیرد و می‌تواند یك انسان ضداجتماعی و نا به هنجار را به فردی نوع‌دوست، مسلط بر نفس، خوددار و در عین حال قاطع و مصمم تبدیل كند.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 16:58  توسط مژگان شاه حسيني  | 

یادم باشد و یادت نرود که من و تو برای یکبار کنار هم ایستادن ، هزاران بار افتادیم

سکوتت را نمی خواهم، صدایم کن .....صدایت مثل رویا، مثل ابریشم، صدایت مثل معنای محبت مثل گل زیباست. صدایت غرق خوبی هاست، در این تنهایی هجران صدایم کن. برای نامه های آشنای من، صدای تو هزاران سطر جا دارد. سکوتت را نمی خواهم، صدایم کن. صدایت اشک هایم را صدا می کرد. تمام اشک های من صدایت را دعا می کرد، صدایت را دعا می کرد.
تقديم به دل آسماني فرشته زميني‌ام...
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 16:32  توسط مژگان شاه حسيني  | 

  هـر کـدام از مـا گاهی اوقات از خود سوال می کنیم که چرا ایـن هـمـه وقـت، انـرژی و تـخـصـص را بـه شـغل فعلی خود اختـصاص داده ایم و بـعد فـکر می کـنـیـم که زمان تغیـیر فرا رسـیـده و شروع می کنیم به ورق زدن صفحات آگهی های اسـتـخدام و در بـعـضـی مـوارد نـیـز به فــکر راه انداختن یک تـجـارت شـخـصـی می افتیم. پیش از اینکه برگه استعفای خـود را امـضـا کنـیـد، بـبـینید کـه آیــا شغل شما به راستی نیازها و احتیاجاتتان را برآورده می سازد یا خیر.

 همه چیز به مسائل مالی محدود نمی شود

رضـایت شغلی بندرت با مسائل مالی ارتباط پیدا می کند،البته باید توجه داشت که میانگین بالای حق الزحمه تحمل شرایط دشوار شغلی را اندکی آسان تر می کند. کارگران نصب پرچم در بزرگراه ها و کارگران شهرداری که با کامیون های زباله جمع کن به پاکیزگی شهر کمک می کنند، وظایف مهمی را به گردن دارند که شاید هیچ یک از ما خواستار انجام چنین اموری نباشیم. آنها به این دلیل شغل خود را رضایت بخش و قابل تحسین تصور می کنند زیرا می دانند که چه نقش مهمی را در جامعه ایفا می کنند.

 فرصت های موجود برای پیشرفت و بروز استعدادها در هر اداره و نهادی تاثیر بسزایی در رضایت شغلی کارکنان می گذارد. هر چه فشار کاری کمتر باشد شرایط بهتر می شود. هنگامیکه شرایط برای پیشرفت و به رسمیت شناخته شدن وجود داشته باشد، مقدار معینی فشار کاری قابل تحمل است.

 مطابقت کارکنان با شیوه مدیریت و ارزشهای شرکت از دیگر فاکتورهای کلیدی در ایجاد رضایت شغلی است. پاداش های منصفانه، در نظر گرفتن حقوق و مزایای مناسب و آرامش در محیط کار، توانایی اداره کارکنان را برای مدیران افزایش می دهد و به عنوان مشوق هایی برای رسیدن به رضایت شغلی به شمار می روند.

 آیا از رفتن به محل کار خود لذت می برید؟

هر روز صبح باید با اشتیاق از رخت خواب بیرون آمده و آماده رفتن به محل کار خود شوید. اگر شغل خود را دوست نداشته باشید انجام این کار برای شما غیر ممکن خواهد شد. اگر شب گذشته تا دیروقت بیدار نبوده و به مهمانی هم نرفته باشید ولی هنوز هم با سختی از خواب بلند می شوید شاید در این شرایط مغز و بدن شما بخواهند پیغامی را به شما برسانند. شرایط مناسب شغلی، همکاری خوب تیمی و انجام وظایفی که از آنها لذت می برید، بیدار شدن صبح شما را آسانتر می کنند. احساس مسئولیت پذیری که از طرف کارفرما به شما القا می شود عامل موثرتری برای تشویق شما در رفتن به محل کار محسوب می شود.

آیا انتظارات شما منطقی است؟

اگر هنوز جزء تازه واردها هستید نباید انتظار حقوق و مزایای هیئت مدیره شرکت را داشته باشید. رها کردن شغل به این دلیل که مجبور هستید به سختی کار کنید و وقت آزاد چندانی ندارید، یک کار غیرمسئولانه و نوعی بی تجربگی به حساب می آید. حتی اگر از تحصیلات عالیه برخوردار بوده و به اندازه کافی شور، اشتیاق و انرژی در شما یافت می شود برای پیشرفت و ترقی و بالارفتن از پله های نردبان زندگی شغلی باید خود را نشان دهید و توانایی هایتان را به اثبات برسانید.

 رفتارها و توانایی های خود را به طور واقعی تخمین بزنید و به این دلیل که تنها از شغل خود احساس رضایت نمی کنید از کار کردن دست نکشید. بهتر است از منفی بافی دست بکشید. اجازه ندهید تا افکار منفی اطرافیان به ذهن شما نفوذ کند اگر چنین اتفاقی روی دهد شما وارد یک چرخه منفی گرایی می شوید.

 آیا شغلتان مشوق و محرک شما در زندگی نیست؟

هر کسی در مقابل تلاش روزانه خود انتظار پاداش دارد. اگر شما احساس می کنید که در کار روزانه خود هیچ گونه کار مفیدی را انجام نمی دهید از مدیریت درخواست واگذاری مسئولیت های بیشتری را بکنید. کارفرمایان زیرک و مقتدر همیشه کارکنان خود را به امتحان کردن وظایف جدید و یادگیری مهارت های تازه تشویق می کنند، حتی اگر امکان اشتباه وجود داشته باشد. از بین کارهایی که از انجام آنها لذت می برید برای انجام وظایف بیشتر پیشنهاد دهید تا توانایی شما برای رسیدن به هدف افزایش پیدا کند.

 آیا احترام و ارزش شما حفظ می شود؟

هنگامیکه یک شرکت بر اساس اصول بنیادین کار و تجارت پیش رود، هیئت مدیره برای پیشنهادات کارکنان ارزش قائل بوده و موفقیت ها را با همه تقسیم می کنند. در این شرایط تمام خدمه از شغل خود احساس رضایت می کنند. ایده های جدید، افکار خوب، بالا بردن بهره وری، افزایش فروش و کاهش شکایات مشتریان از مواردی هستند که استحقاق تشویق و تمجید را دارند. کارمندان در هر سطحی باید احساس کنند که تلاش آنها مهم است و کار مفیدی را انجام می دهند. حال چه کار آنها سروکله زدن با مشتری های سر سخت باشد چه طراحی وب سایت جدید شرکت. اگر احساس کنند که آنها نیز در در موفقیت کل مجموعه سهمی هر چند ناچیز را به گردن دارند، احساس موفقیت و رضایت شغلی به خودی خود به وجود می آید. اضافه کاری های طولانی مدت و بدون هیچ حقوق و یا حتی تشکر و قدردانی واقعا مایوس کننده است.

 آیا شما در شغل خود صادق و درستکار هستید؟

آیا شما به جایی که کار می کنید و یا کاری که انجام می دهید افتخار می کنید؟ هنگامیکه ارزشها و اولویت های شما و شرکتی که در آن مشغول به کار هستید در یک ردیف قرار می گیرند، بدون شک شما احساس بهتری خواهید داشت. اگر به دلیل بالا بردن نرخ فروش در کار خود مرتکب خلاف شوید، این امر خود به عنوان یکی از عوامل ایجاد نارضایتی شغلی محسوب می شود. اگر به راحتی نتوانید گزارش کار روزانه خود را برای خانواده و یا دوستان خود تعریف کنید، مطمئنا شغل فعلی مناسب حال شما نیست. وجود ارزش و احترام بدون توجه به حقوق بالایی که دریافت می کنید، جزء مهمترین عوامل به شمار می رود.

 آیا شغل شما با برنامه ریزی 5 سال آینده تان مطابقت دارد؟

اهداف طولانی مدت خود را بررسی کنید و در شغل فعلی به دنبال رشد استعدادهای درونی خود بگردید و فرصت هایی برای فراگیری نکات جدید پیدا کنید. می توانید کلاس هایی در مورد سرمایه گذاری های کلان، چگونگی برگزاری سمینارهای بزرگ، روش انجام چندین پروژه در یک زمان و ... را انتخاب کنید و به یادگیری علوم جدید بپردازید، نصایح مدیران ارشدی را که قبول دارید گوش دهید.

 حتی اگر شغلتان از بعضی جهات خسته کننده به نظر می رسد، مجموعه ای از افراد را گردهم بیاورید تا به شما در بالا رفتن از پله های نردبان شغلی کمک کنند. هنگامیکه با یک دید باز در جهت رسیدن به اهداف شخصی خود گام بردارید به این نتیجه می رسید که تا چه اندازه موقعیت شغلی فعلی شما رضایت بخش است.

 آمادگی تغییر و تحول را داشته باشید

لازم نیست تمام طول عمر خود را صرف کار کردن در یک شرکت بخصوص کنید، این کاری است که پدر بزرگ ها انجام می دادند. ما حق انتخاب داریم. هیچ شک و تردیدی در تغییر شغل فعلی برای رسیدن به اهداف به خود راه ندهید. استعدادها و علایق شما رشد کرده و تغییر می کنند. مهارت های جدیدی پیدا می کنید که به شیوه متفاوتی شما را در راه رسیدن به اهدافتان راهنمایی خواهند کرد.

 اما پیش از اینکه تصمیم به تغییر شغل بگیرید، ابتدا مطمئن شوید که شغل شما ایراد دارد و و مشکل از جانب خود شما نیست. در غیر این صورت احساس نارضایتی همواره به دنبال شما خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 16:22  توسط مژگان شاه حسيني  | 

دروازه جهنم محلی است در نزدیکی روستای آخال ترکمنستان. که توسط افراد محلی این‌گونه نامیده شده‌است.

داستان دروازه جهنم به ۳۵ سال قبل باز می‌گردد: هنگامی که زمین شناسان در جستجوی گاز مشغول حفاری بودند، بطور اتفاقی به حفره‌ای زیرزمینی می‌رسند که بسیار بزرگ بوده و همه تجهیزات حفاری و چادرهای کاوشگران را در خود فرو می‌برد.

از آنجایی که حفره را گاز پر کرده بود، کسی جرات رفتن به عمق غار را پیدا نکرد و آنان حفره را آتش زدند تا بدین طریق از انتشار گازهای سمی جلوگیری کنند و از آن زمان، این حفره برای ۳۵ سال است که بدون وقفه می‌سوزد. شعاع این حفره ۵۰ تا ۱۰۰ متر است. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 8:54  توسط مژگان شاه حسيني  | 

سلام

امروز ۱۸ دي ماه ۱۳۹۰ وبلاگمو راه‌اندازي كردم.

خيلي دوست داشتم كه اين كار رو زودتر انجام بدم اما مشغله كاري اجازه نمي‌داد اما بالاخره موفق شدم تا پل ارتباطي با دوستان و همكارانم ايجاد كنم و از اين طريق به تبادل اطلاعات و تجربيات همديگه بپردازيم.

اين وبلاگ هم خبرنامه است و هم دل‌نوشته.

اسمشو گذاشتم تنگ بلور كه توش زندگي و نفسه.

يه جفت چشم مرواريد ماهي قرمزه.

 پولكاش برق هفت رنگ رنگين كمونه و

باله‌هاش رقص هنر و طلاي سرخه.

 

          

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/18ساعت 12:30  توسط مژگان شاه حسيني  |